از یه طرف دلم پر از درده
از یه طرفم عاشقو دل خسته
تا عمر دارم عاشقش میمونم
عشق مقدسه
و من این راهه مقدسو انتخاب کردم و ادامه میدم
ادامه میدم تا وقتی که به عشقم برسم
شاید خیلی دیر بشه ولی واسه رسیدن به عشقم هر کاری میکنم
من ۱۸ سالمه زیادم تحمل ندارم
هرکی بهم بگه این عشق به درد نمیخوره از عشق هیچی نمیدونه
من تو این ۲سال انقد سعیدمو که همه دنیامه شناختم
حنی از خودمم بیشتر میشناسمش
میدونم دارید میگید دارم بچه بازی در میارم چون واسم تو نظرات نوشته بودید
ولی اینا بچه بازی نیست اینا عشقه عشق عشق عشق
دوری از سعید منو داغون میکنه نمیتونم بهش فکر نکنم
چون دلیله این نفسامه
اگه من آخرش با نامزدم عروسی کنم ولی هیچ وقت نمیتونم سعیدو فراموش کنم
حتی یه ذره از عشقم نسبت بهش کم نمیشه
و آخرش ما به هم میرسیم
از خدا میخوام همیشه مواظبه سعیدم باشه
اون قلبش پاکه خدایا نذار ناراحتی تحمل کنه
الان احساس میکنم نصفه بدنم نیست
شاید باورتون نشه ولی دارم سکته میکنم دیگه هیچ کسو هیشکی واسم جز سعید مهم نیست.
سعیدم زندگیم دنیام ماهه من هستیه من دلیله بودنم خیلی دوست دارم
من بعد از خدا تورو میپرستم
الا با خودت میگی مگه من کیم؟؟؟
منم تو جوابت میگم تو زندگیمی
میبوسمت...![]()
![]()
![]()